این وبلاگ رو قصد داریم گروهی کنیم کسانی که تمایل به عضویت دارند ایمیل خود را به صورت نظر خصوصی برای ما ثبت کنند تا برای انها یک پسورد و یک نام کاربردی بفرستیم
با تشکر مدیران وبلاگ
حزب دموکرات ( آنتی تروریست )
گزارشی از تحسن مقابل زندان اوین –ضرب وشتم متحصنین
شیوا نظر آهاری
از روزی که فراخوان کمیته را برای تحصن خانواده های زندانیان سیاسی در روز چهار شنبه منتشر کردیم ، دلم مثل سیر وسرکه میجوشد ، اگر مردم اسقبال نمی کردند ؟..... اگر دوستان حضور پیدا نمی کردند؟...چقدر
بی خوابی کشیدیم ، زیر تابش آفتاب تابستان که تامغز استخوان را میسوزاند چقدر راه رفتم و حرص خوردم....
از تحصن سه شنبه که آمدیم ،همه به منزل طبرزدی رفتیم ، نشسته بودیم و صحبت میکردیم که از اطلاعات تماس کرفتند وتهدید کردند که اگر فردا تحصن را برگزار کنید با شما به شدت برخورد خواهد شد ، لبخندی زدیم ومصمم گفتیم میرویم هر چه شد بادا باد .... فردا 2تا امتحان داشتم.... یادم نمیاد که از صبح لای جزواتم را باز کرده باشم ؛ اینترنت ؛ اطلاعیه، تلفن ، .... پلاکارد.ا حساس میکردم همین روز هاست که از خستگی جان بدهم. زمانی که آماده شده بودم برای خوابیدن ساعت 2 بعد از نیمه شب بود و من باید ساعت 6 از خانه
میزدم بیرون تا به جلسه ی امتحان برسم ، از طرفی مظطرب بودم که امتحان را چه خواهم کرد و از سوی دیگر نگران فردا بودم و مدام از خودم می پرسیدم چه خواهد شد؟
صبح در حالی از خانه خارج شدم که تمام وسایل لازم را برای یک غیبت طولانی را با خودم میبردم ، ونگاههای مظطرب مادرم که با هر بارخروج از منزلبه چشمانم دوخته میشد و نگاهم را از نگاهش میدزدیدم
تا نبینم نگرانیش را، که بار ها تجربه کرده بود این رفتن های بی بازگشت را وبا نگاهش میبوییدم ومیبوسیدم
در دلش خدا خدا میکرد که شب دو باره ببینتم وآنقدر نگاهم میکرد تا بتواند چهره ام را تا همیشه در ذهنش ثبت کند ، کسی چه میداند شاید هرگز باز نگشتم ! وتنها یک جمله می گفت " مواظب خودت باش " و میدانستم که چقدر در دلش آرزو می کرد دخترش مانند تمامی دختران دیگر غایتش یک شوهر خوب ویک زندگی آرام باشد ....
باز همتماس گرفتندو اینبار تهدیدم کردند و خواستند تحصن کنسل شود.... هر چه به زمان مقرر نزدیک تر میشدیم دلشوره ام بیشتر میشدو بالاخره رسیدیم ، از دور اکرام را دیدم باهمان ارده ی همیشگی اش ومریم
را با مادر پیرش که تقریبا همه جاهمراهیمان میکرد و من از صورتش خجالت میکشیدم زمانی که عزمش
را میدیدم ، ماهرخ ،و... انگار خستگی ام در رفته بود، از آنچه فکر میکردم بهتر بود؛ علی افشاری ؛ خانواده
های جباری ، همسر گنجی و بینا داراب زند ، خانواده های طبرزدی و زرافشان ، محمد شریف ، آقای موحد
و خیلی از چهره های شناخته شده دیگر ....
در همان اول نیروی انتظامی هشدار داد اگرتا 3 دقیقه ی متفرق نشوید ، با شما برخورد خواهد شد ، هیچکس از جایش تکان نخورد، باز هم زنان سردمدار مقاوم بودند، بر خورد شدیدتر شده بود فریاد می زدند که متفرق شوید ، ابتدا مقاومت کردیم و از جایمان تکان نخوردیم .... نفهمیدیم چه شد تا آمدیم به خودمان بیاییم دیدیم حمله کردند ، لگد میزدند و هلمان میدادند. کیانوش سنجری را گرفتند خواستیم کمکش کنیم .. اکرم به سرعت خودش را رساند تا کیانوش را برهاند ام سرهنگ گرامی آن را چنان به زمین کوبید که چشمانم را بستم و حس کردم که مخش ترکید ، اما دو باره بلند شد تا به کمک کیانوش برود و باز هم به زمین کوبیدنش و دیگر توان بر خواستن نداشت ... هر چه داد زدیم که او نمی تواند حرکت کند که سرش شکسته است ام کسی گوشش بدهکار نبود ، اکرم را گرفته بودیم وانها به شدت هلمان میدادند و ما هم که مرتب به دیوار ها میخوردیم به عقب رانده میشدیم .
اکرم بیهوش شد ودر کنار دیوار به زمین افتاد، دیگر اشکهایم مجال نمی دادند هر چند سعی کردم جولوی خودم را بگیرم اما نتوانستم و زمانی که امروز مریم گفت که تا صبح به یاد چشمان تو و چهره کیانوش که با زور او را می بردند خوابم نبرد ؛ فهمیدم که دیروز بدون آنکه بخواهم عهدم را شکستم ، چرا که عهد کرده بودم که هیچ گاه گریه نکنم....
تجمع کنندگان را به سمت پایین خیابان بردند و ما همچنان بالای سر مجروهمان ایستاده بودیم و گاه فریاد میکشیدم واعتراض میکردیم . نیم ساعت گذشته بود و در این مدت " فرزان " را دیدم که در پایین خیابان دستگیر شد و به سمت مینی بوس برده شد ، زمانی که فریاد زدم : آقا کجا میبرینش حتی کسی برای پاسخ سرش را هم بر نگرداند ... نیم ساعت می گذشت ، سرهنگ نصیری نیا که به همه ناز شصتی نشان داده بود، دو باره به سمت ما باز گشت و با هل دادن و فریاد زدن سعی داشت متفرقمان کند ، هرچه کرد تکان نخوردیم چندی بعد اکرم را در ماشین قرار دادیم و به سمت بیمارستان رفتیم و او حتی توان باز کردن چشمانش را هم نداشت ، فقط اشکهایش را میدیدم که از گوشه چشمانش میلغزید و به زمین می افتاد ....
شب در حالی که در اثر بی خوا بی های چند روزه رمقی باقی نمانده بود ودست چپم درد مزمنی که حالا آثار کبودی روی آن نمایان شده بود ، احساس می کردم به خانه باز گشتم ؛ با دیدن اخباری که روی سایتها قرار گرفته بود ، آنقدر دلم گرفت که دیگر انگیزه ای ندیدم برای ادامه این کار ....
زمانی که دیدم عده ای همه چیز رابه نام خود تمام کرده اند و تحصن ما را در حمایت از یک نفر عنوان کرده بودند از تلاش های چند روزه ام پشیمان شدم . چراکه تنها مقصود مان از از دادن این فراخوان این بود که از تمامی زندانیان سیاسی و اعتصاب کننده حمایت شود اما گویی بعضی از دوستان یادشان رفته بود که در پشت آن دیوار ها 9 نفر دیگر هستند که لب به خوردنی بسته اند و مقداری دورتر در زندان رجایی شهر فردیس ، تعداد دیگری از زندانیان سیاسی در حال مرگند ....
آنها چه میدانستند که این جوانها در این چند روز چقدر خون دل خورده اند تا مرز بین زندانی خودی وغیر خودی را از بین ببرند و چه میدانستند چقدر فریاد زدند که 18 نفر دیگر نیز در این زندانها در حال اعتصاب اند ، اما به این دلیل که تنها خواسته های آنان سیاسی است ، نامشان از تمامی خبر گزاری ها و صفحات روزنامه ها محو شده است.
طرفدارای انقلاب بخوننش تا به تروریست بودن حکومت پی ببرند

۷ مانور برای جاسازی محمود احمدی نژاد در حکومت
مانور اول :از 20روز پیش مافیای نظامی – مالی ، درخفا، تقلبی را سازمان میدهند برای رساندن محمود احمدی نژاد به ریاست جمهوری . اولین تصمیمشان این بود که اورا یک ضربه رئیس جمهور کنند . اما هرچه کوشیدند از او چهره مطلوبی بسازند در سنجشهای آرا او از همه پایین تربود . تصمیم برآن شد که اورا دو ضربه ای رئیس جمهور کنند از این لحاظ بود که یک هفته به انتخابات مانده بحث دو مرحله ای شدن انتخابات را پیش کشیدند
و توسط رسانه های داخلی و خارجی جا انداختند . با وجود این سوء ظن هیچ یک از نامزد ها جلب نشد.
* مانور دوم ، رد صلاحیت معین بود . امثال جنتی با مداخله خامنه ای موافق نبودند . دلیلشان آن بود که اگر معین نپذیرد اختیار انتخابات از دست او می افتد و می تواند کروبی را به ریاست جمهور برسانند. از اتفاق بودن کسانی که به معین میگفتند : اگه نپذیری میتوانی وزنه ای شوی که میتواند بازی انتخابات را از دست مافیای نظامی – مالی خارج کنی . اما خامنه ای مطمئن بود که به او میقبولانند و او می آید . در عمل معین نمی خواست اما خاتمی ودیگران او راودار کرد ند بیاید. بعد از آمدن اصلاح طلبان سه شقه شدند. دو شقه وارد انتخابات شدند و شقه دیگر به تحریم کنندگان پیوستند.در نتیجه کار عمده شان گرم کردن تنور انتخابات شد بدون داشتن رای کافی .
پس از به هدف رسیدن این مانور ،<< شورای نگهبان>> به سپاه و بسیج آماده باش داد . در گذشته دعواهایی که باهم داشتند لو رفت یک قلم آن 5 میلیون شناسنامه در دست در اختیار << امت حزب الله >> است. سازماندهی دقیق بود . تا روز پیش انتخابات ، با توجه به گزینه سنگین تبلیغاتی قالیباف ( گفته میشود 40میلیارد تومان و شاید بیشتر) همه ی نگاه ها متوجه او بود که تقلب از ناحیه او نشود . دو سه مورد افشا گری نیز شد ( هواپیمای حاوی آرای قلابی که در یاسوج بر زمین نشست ، مداخله افراد سپاه در اینجا و آنجا و...). هیچ یک از نامزد ها فکر نمی کرد مافیای اصلی نظامی- مالی احمدی نژاد با سوابقش در ترور ها باشد.
یک روز قبل از انتخابات شورای نگهبان دستور داد مهر انتخابات را میتوان در صفحه ی توضیحات زد .
اگر شناسنامه ای ورق نداشته باشد ایراد ندارد و با آن میتوان رای داد.
و نیزاعلام کرد شناسنامه های بدون عکس نیز برای رای دادن معتبر هستند!!!
به این ترتیب جاده رابرای تقلب وسیع صاف کرد.
* مانور سوم : در<< شورای امنیت ملی >> با حضور نمایندگان همه گروه ها بر سر اعلام حدود 32 میلیون رای توافق بعمل آمد و قرار شد بسته به میزان واقعی مشارکت ضریبی از مراکز اعلان نتایج خواسته بودند تا محاسبه را از همان ابتدای شمارش درنتایج افراد ضرب کنند . از این لحاظ بود که اصلاح طلب ها غافل از تقلبی که در خفا تدارک شده بود ، تقلب وسیع را به پای مشارکت مردم نوشتند و با عجله گفتند : تحریم شکست خورد و اگر معین در دور اول انتخاب نشود، نفر اول از دو نفری است که به دور دوم میروند .
* مانور چهارم : وادار کردن " وزیر " کشور به تمدید وقت انتخابت بود.و وارد عمل کردن افراد سپاه وبسیج و حزب الله . عملیات آنچنان وسیع و ناگهانی انجام می گیرد که تا اصلاح طلبان به خود جنبند و واکنش نشان دهند کار انجام میگیرد و آنها مقابل کار انجام شده قرار میگیرند. با آنکه بعد ظهر جمعه ستاد کروبی فعال میشود و به مداخله ی سپاه و بسیج اعتراض میکند اما اولا ً حکومت خاتمی تهدید می شود ثانیاً هنوز گمان نمیبرند در نتیجه آرا تاثیر جدی بگذارد . در این تقلب علاوه بر استفاده شناسنامه های قلابی هر کس میتوانسته است دست کم سه بار رای دهد. بنا بر اطلاع موثق میزان رای واقعی احمدی نژاد 5/1 میلیون بوده است و بقیه آرا تقلبی هستند . میزان تقلب خارج اضافه به حساب گذاشتن تعداد شرکت کنندگان ، 6میلیون رای است . این مقدار از تقلب را کسانی از وزارت کشور مشخص کرده اند و مدارکی که کروبی از آن ها صحبت می کند مربوط به این مقدار تقلب است.
*مانور پنجم: 5/1 میلیون از آرا ابطال شد که متعلق به اصلاح طلبان بود .علت اینکه آمار وزارت کشور با شورای نگهبان تفاوت داشت این بود که شورتی نگهبان آمار باطله که قابل توجه بود ، در میزان آرا واقعی برای محاسبه وارد نمی کرد .ولی وزارت کشور آنرا باطل نمی دانست . با زور < شورای نگهبان چربید > و << وزیر >> کشور ناتوان ، تن به حکم حکومتی داد و احمدی نژاد به جای کروبی دوم شد .
*مانور ششم : ارتباط ها زیر نظر قرار گرفت تا کسی دست از پا خطا نکند . احتمال داده نمیشود کروبی ،
بیشتر از اعتراضی که به تقلب آرا کرد کار دیگری کند . اصلاح طلبها دارند به هاشمی رفسنجانی فشار
می آورند بنفع کروبی کنار برود . شایع هم شد که هاشمی رفسنجانی که ستادش تقلب انجام گرفه شده را غافلگیرانه توصیف کرده بود ، قصد دارد از شرکت در دور دوم انتخابات کناره گیری کند ، اما ستادش
تکذیب کرد . اصلاح طلب ها به هاشمی رفسنجانی میگویند : غیر از پرونده هایی که ستاد قالیباف بر ضد
شماانتشار داد ، اسناد دیگری آماده کرده اند تا بر ضد شما انتشار دهند . بنا بر این مصلحت شما و نظام
این است که شما به نفع کروبی کنار بکشید. شما مسئله زیاد دارید و کروبی زبان دراز .
اما این طور پیداست ، مانور ششم در بیم و امید نگهداشتن << اصلاح طلبان>> باشد هم کارگر میشود.
همانطور که بعد از ظهر جمعه آنها میدانستند که میزان مشارکت ها پایین است. عصر از تقلب ها نیزآگاه بودند . اما به جای آنکه در جا عمل کنند و مردم را به اجتماع بخوانند و از وجود خبر نگاران خارجی و جو مساعد استفاده کنند دم فرو بستند . سایت هایشان( امروز و رویداد ) وظیفه اطلاع رسانی عادی به مردم که جای خود دارد ، حتی هوادارانش را نیز تعطیل و فراموش کردند ، چه خواسته مردم را از میزان و چگونگی تقلبات آگاه سازند ! ساعت های متمادی سایتهایشان خالی از خبر های جدید بود .
توجیهی که بعد ساختند این بود که اگر دست به اعتراض وسیع میزدیم آهنگ همصدایی با بوش را به ما میزدنند . سرکوب میکردند و کودتای خود را انجام میدادند.
*مانور هفتم : بیشتر رای سازی برای احمدی نژاد در شهر های مشهد ، قم وتهران انجام گرفت . در دور دوم
نقشه رادر همه جای ایران به اجرا در آوردنند. از شنبه 28 خرداد در تهران صحبت از کودتا است. زیرا دست << رهبر >. ومافیای نظامی – مالی رو شده و مسلم گشته پایگاه مردمی ندارند . بنا بر این ، احتمال داده میشود دردور دوم خشن تر و گستاخانه تر تقلب کنند واحمدی نژاد را تحمیل کنند.
این جنایت قطره ای از دریای جنایات این رژیم می باشد اسناد دیگری نیز موجود است که بزودی در وبلاگ درج خواهد شد
به امید آزادی و بهبودی وضع مملکت موفق و پیروز باشید
جاوید ایران بزرگ

بدرود جناب رئیس جمهور!!!!!!
کپی برداری از مطالب این پست حتی بدون درج منبع بلامانع است
.